10.04.2010

دسترسی رایگان به مجلات انتشارات سیج

انتشارات سیج دسترسی به مقالات تمام متن مجلات خود را تا 15 اکتبر رایگان اعلام کرده است. اگر قبلا" ثبت نام نکرده اید ابتدا ثبت نام کنید.

8.25.2010

پیام پروفسور ثبوتی به فرزندانش

دانشجویان عزیز دیشب تا ساعت 3 بعد از نیمه شب ایمیل‌های شما را می‌خواندم. از همه‌تان به خاطر تبریک‌های زادروز من و نگرانی‌هایی که نسبت به احتمال رکود در روند علمی و پژوهشی دانشگاه دارید، صمیمانه سپاس‌گزارم. باید اذعان کنم یک نکته در نوشته‌هایتان تا اندازه‌ای پریشانم کرد و آن تکرار کلمه "تاسف" بود. مگر بارها در جمع و غیرجمع، خوش‌بینی مرا نسبت به آینده ندیده‌اید که معتقدم امروزمان بهتر از دیروزمان است و دلیلی ندارد فردایمان بدتر از امروزمان باشد. من که سنی پشت سر گذاشته‌ام و چنین می‌اندیشم، چه دلیلی دارد شما که زندگی را با تمام شکوهش در پیش رو دارید بنشینید و به هر چیز کوچکی که اتفاق می‌افتد و چه بسا خیر هم هست، تاسف بخورید. آنچه که اتفاق افتاده بی‌اهمیت است. یک مقام مسئول، مسئول زیردستش را عوض کرده و کس دیگری به جایش گذاشته است. دنیا عوض نشده است. من تنها اتاق کارم را عوض خواهم کرد و چه بسا فارغ از دغدغه‌های مدیریتی فرصت یاد دادن و یاد گرفتن بیشتری هم خواهم داشت. الحمدا... که معارفه رئیس جدید دانشگاه انجام گرفته و انشاا... مبارک است. به همه شما توصیه می‌کنم اعتبار هر دانشگاه در پویایی و اعتبار هر دانشجوئی در دانشجویی‌اش است. مواظب باشید این امتیاز را از دست ندهید. کوتاه فکران و کج‌اندیشان در همه جا هستند و می‌توانند سنگ پیش پا باشند ولی نه آن اندازه که بتوانند همه را و همه چیز را جلو بگیرند. از روز یکشنبه دوباره در زنجان خواهم بود.

به نقل از روزنامه مردم نو

6.21.2010

معرفی حوزه های جامعه شناسی: " جامعه شناسی پزشکی و سلامت"

چرا پوسیدگی دندان در ایران بیشتر از کشور های توسعه یافته شایع است؟ آیا عیادت از بیماران بر بهبودی آنها تاثیر دارد؟ روابط پزشک و بیمار چگونه است؟ پزشکان از کدام طبقه ی اجتماعی هستند؟
اینها سوالاتی هستند که در جامعه شناسی پزشکی و سلامت(Medical Sociology; Sociology of Health) مطرح اند. جامعه شناسی پزشکی و سلامت، شاخه ای از جامعه شناسی است که به بررسی عوامل اجتماعی موثر بر سلامت و بیماری و تحلیل جامعه شناختی نهاد سلامت می پردازد. جامعه شناسی پزشکی یک تخصص بالینی نیست، بلکه تخصصی اجتماعی است که گستره ی پژوهشی آن بخش اجتماعی و غیر بالینی سلامت و بیماری است. برای روشن شدن موضوع بیماری آرتروز(ساییدگی مفصل) زانو را در نظر بگیرید؛ یک پزشک می تواند این بیماری را با استفاده از علائم بالینی تشخیص دهد و از طریق تجویز قرص کلسیم، تزریق آمپول های غضروف ساز یا تعویض مفصل آن را درمان کند. اما اگر برای ایشان این سوال پیش آید که "چرا آرتروز زانو در طبقات پایین جامعه بیشتر از طبقات بالا شیوع دارد؟" سوالی در حوزه ی جامعه شناسی پزشکی مطرح نموده و پاسخ به آن در تخصص یک جامعه شناس پزشکی است. جامعه شناس پزشکی با استفاده از نظریه های جامعه شناختی و روش های تحقیق اجتماعی به پژوهش در این زمینه می پردازد و احتمالا" پاسخ را در تفاوت بین "سبک رندگی" طبقات بالا و پایین می یابد؛ عادت های غلطی مثل چهار زانو نشستن و استفادن نکردن از مبل و تختخواب بخشی از سبک زندگی طبقات پایین است که آرتزوز زودهنگام را به دنبال دارد.
پزشکی اجتماعی(Community Medicine) نیز تخصصی میان رشته است که در دپارتمان های پزشکی و یا بهداشت ارایه می شود . تفاوت آن با جامعه شناسی پزشکی در این است که اولا" پزشکان عمومی وارد این رشته می شوند و تانیا" پزشکان اجتماعی در مورد عوامل اجتماعی موثر بر بیماری و سلامت دیدگاهی مداخله ای دارند. در یک بیان ساده تر جامعه شناسان از سمت جامعه به موضوعات پزشکی می نگرند در حالی که پزشکان اجتماعی از منظر پزشکی به جامعه نگاه می کنند. البته هردو گروه، هدف مشترکی هم دارند و آن ارتقاء سلامت و کاهش بیماری از طریق شناخت و کنترل عوامل اجتماعی موثر بر آنهاست. با این توصیف، هم جامعه شناسی پزشکی و هم پزشکی اجتماعی تخصصی غیر بالینی است.
در حال حاضر جامعه شناسی پزشکی به صورت درسی اختیاری در گروه های جامعه شناسی دانشگاه علامه طباطبایی و دانشگاه تهران ارایه می شود اما هنوز جای خود را در قالب یک تخصص در سطح تحصیلات تکمیلی باز نکرده است. وضعیت پزشکی اجتماعی کمی بهتر است. این رشته به عنوان یک تخصص در سطح دکترا((PHD در برخی از دانشگاههای کشور، از جمله دانشگاه علوم پزشکی تهران ارایه می شود.
آیا پیشگیری بهتر از درمان نیست؟ آیا بهتر نیست مراجعان به مراکز درمانی فقط برای چک آپ یا درمان بیماری های ناشی از سوانح به پزشک مرجعه کنند؟

6.04.2010

آزمون عملی کاربرد کامپیوتر در علوم اجتماعی

به اطلاع دانشجویان محترم پژوهشگری اجتماعی می رساند، آزمون عملی کاربرد کامپیوتر در علوم اجتماعی، ساعت 16(4 بعد از ظهر) روز سه شنبه مورخ 18/3/1389 در سایت کامپیوتر دانشگاه آزاد برگزار خواهد شد. خواهشمند است به نکات ذیل توجه فرمایید:

1ـ استفاده از نمودار انتخاب آزمون ها و یک برگ سفید جهت یاد داشت، مجاز است.
2ـ آزمون در زمان دیگری تکرار نخواهد شد.
3ـ آزمون به ترتیب حروف الفبا اخذ خواهد شد و زمان تقریبی آزمون برای هر دانشجو، حدود 10 دقیقه خواهد بود.

5.14.2010

"موانع پژوهش در استان زنجان" منتشر شد.




چکیده
این پژوهش به منظور شناخت موانع پژوهش در استان زنجان از دیدگاه پژوهشگران، مدیران و کارشناسان، با روش نوین تلفیقی و بدون تاکید پارادایمی انجام شد. برای نمونه گیری از دو روش هدفمند با حجم نمونه 30 نفر و تصادفی ساده با حجم 175 نفر استفاده شد. نتایج توصیفی نشان داد که دانشگاه تحصیلات تکمیلی علوم پایه زنجان در نسبت مقالات ISI به هیئت علمی برای چندین سال متوالی در سطح کشور حایز رتبۀ اول بوده و استان زنجان در زمینه ی رشد واحد‌های تحقیق و توسعه در سطح کشوری حائز رتبه سوم است. نتایج تحلیلی بیانگر این است که موانع پژوهش در استان به ترتیب اهمیت، فرهنگی - اجتماعی، سازمانی و مالی - پشتیبانی هستند؛ مهمترین موانع فرهنگی - اجتماعی پژوهش عبارتند از: ضعف مراکز علمی در انتشار نتایج پژوهش‌ها، ضعف پشتوانه ی نظری پژوهش‌های انجام شده، ضعف اطلاع رسانی در رابطه با عناوین و اولویت‌های پژوهشی، کمبود منابع علمی مورد نیاز و فقدان انجمن‌های علمی – تخصصی؛ مهمترین موانع سازمانی پژوهش عبارتند از: علمی نبودن انتخاب مدیران و کارشناسان پژوهشی، نبود سازو کار‌های مشخص برای تعیین اولویت‌های پژوهشی، ضعف در نظارت و ارزیابی پژوهشی، عدم انطباق پژوهش‌ها با نیاز‌های جامعه و فقدان برنامه‌ریزی برای توسعه پژوهش؛ تخصیص بی موقع اعتبارات پژوهشی، کمبود امکانات پشتیبانی و خدماتی در پژوهش، کافی نبودن اعتبارات پژوهشی، ناچیزبودن حق‌الزحمه‌های پژوهشی و عدم پرداخت به موقع حق الزحمه‌های پژوهشی نیز از مهمترین موانع مالی - پشتیبانی پژوهش در استان است.
حسنی، محمد حسین؛ حسنی، جبیب اله؛ صادقی، علیرضا؛ محمودی، لیلا؛ اسدی، اصغر و بیانلو، یوسف(1388) این پژوهش را انجام داده اند. از ویژگی های مهم این پژوهش، نوآوری نظری، نوآوری روش شناختی،نو آوری در تعریف عملیاتی نتایج و کار تیمی است.

4.20.2010

فایل SPSS


فایل SPSS کلاس را از اینجا دانلود کنید.

4.10.2010

چگونه پایان نامه بنویسیم؟


چه موضوعی را انتخاب کنیم؟ با چه کسی پایان نامه بگیرم؟ چگونه شروع کنیم؟ چگونه پورپوزال بنویسیم؟ اینها سوالاتی هستند که برای بیشتر دانشجویان کارشناسی، کارشناسی ارشد و دکتری پیش می آید. در این نوشتار، رهنمود هایی برای یافتن پاسخ چنین پرسش هایی ارایه می شود.
پایان نامه (Thesis) و رساله(Dissertation)، پژوهشی برای اتمام یک دوره دانشگاهی است و توانایی های علمی و مدیریتی یک دانشجو در آن منعکس می شود. اولین گام در راستای تدوین پایان نامه، طراحی برنامه زمانی است؛ در برنامه زمانی اولیه اقدامات لازم برای تصویب موضوع پایان نامه به صورت زمان بندی شده آورده می شود . بر این اساس بهتر است دست کم یک ترم قبل از انتخاب واحد پایان نامه، کارهای مقدماتی از قبیل پیدا کردن موضوع، استاد راهنما و مرور منابع تحقیق را انجام داده باشیم. وقتی برنامه ی زمانی اولیه را مشخص کردیم، نوبت به انتخاب موضوع می رسد. روش های متعددی برای پیدا کردن موضوع پایانامه وجود دارد که در اینجا توضیح داده شده است. البته موضوع را می توان از ترم های پایین تر هم مشخص کرد اما مهم این است که موضوع ما باید مورد علاقه استاد راهنما و در تخصص ایشان هم باشد. تا به اینجا برنامه زمانی و موضوع اولیه ی پایان نامه مشخص شده است. گام بعدی انتخاب استاد راهنماست. مطابق قوانین آموزشی، استاد راهنما را دانشجو انتخاب می کند و البته باید به تایید گروه هم برسد. استاد مشاور را نیز استاد راهنما انتخاب می کند. استا راهنما ممکن است موضوع پایان نامه را دستکاری بکند و این دستکاری معمولا" به نفع دانشجو خواهد بود.
اما استاد راهنما را چگونه انتخاب کنیم؟ دانشگاههای برتر جهان زمینه ها و علایق پژوهشی اساتید و سوابق آموزشی و پژوهشی آنها را در وب سایت دانشگاه درج می کنند تا دانشجویان به راحتی با آنها آشنا شوند. البته یک نکته ی مهم در انتخاب استاد راهنما، اخلاق ایشان است. گرچه برای راهنمایی پایان نامه داشتن دانش تخصصی ضروری است، اما در مقاطع بالاتر و به ویژه دوره ی دکترای که تعامل استاد و دانشجو نسبتا" طولانی است، اخلاق نیز به اندازه دانش اهمیت پیدا می کند. بنا بر این بهتر است اساتیدی را انتخاب کنیم که دست که یک درس را با آنها گذرانده باشیم و تا حدودی از سطح دانش و اخلاق ایشان اطلاع داشته باشیم. در مورد ترکیب تخصصی استاد راهنما و مشاور نیز بهتر است یکی از آنها مسلط به موضوع و دیگری مسلط به روش تحقیق باشد. اینکه راهنما کدام یک باشد سوال سختی است. من روش شناسان را ترجیح می دهم اما ترجیح خودم را به کسی تجویز نمی کنم.
برنامه ی زمانی،موضوع، استاد راهنما و استاد مشاور که انتخاب شد. نوبت تدوین پورپوزال است. برای شروع باید موضوع را به عنوان تبدیل کنیم. مثلا" اگر علاقمند پژوهش در موضوع " جهانی شدن فرهنگ" باشیم می توانیم عنوان،"نگرش دانشجویان به جهانی شدن فرهنگ" را انتخاب کنیم. گام بعدی این است که مشخص کنیم فرمت پورپوزال چگونه خواهد بود. بیشتر دانشگاههای فرمت پیشنهادی دارند و بهتر است از همان فرمت استفاده کنیم. بگذریم از اینکه این پورپوزال ها معمولا" برای روش خاصی از جمله پیمایش طراحی شده اند، در حالی که روش های تحقیق بسیار متنوعند و نمی شود همه را در یک فرمت تنظیم کرد.
برای تدوین پورپوزال بهتر است به تحقیقات،کتاب ها و مقالاتی که مربوط به موضوع مان است نگاه کنیم تا ببینیم قبلا" چه کارهایی انجام شده و ما باید چه کاری انجام دهیم. در پورپوزال دو قسمت بسیار مهم وجود دارد : مبانی نظری و روش تحقیق. در مورد نظریه ها با استاد ی که به موضوع تسلط دارد مشورت می کنیم و در مورد روش تحقیق نیز از استادی روش شناس بهتری است ّ کمک می گیریم. در مقطع کارشناسی، ایده آل آن است که استاد راهنما هم به موضوع مسلط باشد و هم روش تحقیق.
پورپوزال که آماده شد به استاد راهنما و در صورت نیاز به استاد مشاور نشان می دهیم تا ایرادات احتمالی رفع شود. باید به خاطر داشته باشیم که پورپوزال چارچوب کاری پایان نامه است و هر اندازه بهتر تدوین و طراحی شده باشد، در اجرا مشکلات کمتری پیش خواهد آمد. پس از آنکه پورپوزال توسط استاد راهنما و گروه تایید شد، نوبت اجرای آن است. قسمت انتهایی پورپوزال معمولا" شامل یک برنامه زمانی است که طرح بر اساس آن اجرا می شود. بهتر است اجرای طرح را فصل به فصل پیش ببریم تا مشکلات کمتری در تایید آن به وجود بیاید. در پژوهش های کمی معمولا" فصل اول به کلیات، فصل دوم به مبانی نطری، پیشینه و سوالات پژوهشی، فصل سوم به روش تحقیق، فصل چهارم به توصیف و تحلیل داده ها و فصل پنجم به نتیجه گیری و ارایه پیشنهادات اختصاص می یابد. البنه برخی از دانشگاههای برای گزارش تحقیق نیز فرمت خاصی دارند و ما می توانیم از آن فرمت هم استفاده کنیم. در پژوهش های کیفی تعداد فصل ها کمتر است و در هر صورت انجام مرحله به مرحله و تایید مرحله ای تحقیق توسط استاد راهنما مهم است. به سفارش استاد راهنما می توانیم برخی از فصل ها را به استاد مشاور هم نشان بدهیم و نظرات ایشان را نیز در طرح اعمال کنیم.
در مراحلی از پایان نامه می توانیم به صورت جزئی از دیگران بگیریم. اما باید به خاطر داشته باشیم که ما پاسخگو هستیم و باید بتوانتیم از کارمان دفاع بکنیم. بر خی از مهارت ها از جمله مهارت های فناوری اطلاعات برای انجام پایان نامه در عصر کنونی بسیار ضروری هستند. بنابر این بهتر است قبل از شروع پایان نامه، این مهارت ها را در خودمان تقویت کرده باشیم.
پایان نامه که تمام شد و به تایید استاد راهنما و مشاور رسید، برای جلسه ی دفاع آماده می شویم. در مقطع کارشناسی جلسه دفاع اجباری نیست اما بهتر است دانشجویان دفاع مختصری از کارشنان داشته باشند تا برای مقاطع بالاتر آمادگی بیشتری داشته باشند . در جلسه دفاع بهتر است خلاصه پایان نامه را به صورت فایل پاورپوینت ارایه دهیم. این فایل باید با تاکید بر اهداف، سوالات، نظریه های مورد استفاده، روش تحقیق و یافته ها تنظیم شده باشد. در جلسه دفاع مدیریت زمان بسیار مهم است و اساتید ـ که معمولا" طرح را قبلا"خوانده اند ـ اصلا" خوششان نمی آید دانشجو از روی پایان نامه برای آنها روخوانی کند. بنابراین ضمن اینکه باید زمان را مدیریت کنیم مدیریت ارایه هم مهم است. حتما" باید نظرات استاد راهنما،مشاور و استاد داور را یاد داشت کنیم و تا حد امکان آنها را اعمال نماییم. حضار نیز ممکن است پرسش هایی داشته باشند که به طور مختصر و ضمن توجه به زمان به آنها پاسخ می دهیم. نیک به خاطر داشته باشید که نمره نهایی پایان نامه هرچه که باشد ما آن را در طول اجرای پایان نامه دریافت می کنیم، نه در جلسه دفاع.

3.15.2010

عناوین پژوهشی پیشنهادی برای درس جامعه شناسی ارتباطات

1ـ سواد رسانه ای
2ـ سواد فناوری اطلاعات
3ـ سواد میان فرهنگی
4ـ جامعه شناسی وبلاگ های فارسی
5ـ فرهنگ تلفن همراه
6ـ جامعه شبکه ای
7ـ فرهنگ سایبری
8ـ جامعه شناسی تلویزیون ماهواره ای
9ـ جامعه شناسی فیلم های پر فروش
10ـ مهارت های ارتباطی
11ـ جامعه شناسی ایمیل
12ـ شبکه های اجتماعی مبتنی بر اینترنت
13ـ نرم افزار های اجتماعی و وب 2
14ـ جهانی شدن فرهنگ
15ـ شاخص های دسترسی به اینترنت و استفاده از آن
16ـ آمادگی الکترونیک
17ـ فمنیسم سایبری
18ـ معرفی فناوری های نوین ارتباطی و اطلاعاتی
19ـ کهکشان های ارتباطی
20ـ اجتماعات مجازی

2.28.2010

درآمدی به اخلاق آکادمیک


چه تفاوت اساسی بین دانشجویان و استادان فعلی با دانشجویان و استادان نسل های قبل وجود دارد؟ این سوالی است که ممکن است، هر پژوهشگری برای آن پاسخ هایی داشته باشد؛ تفاوت در سطح دانش درون رشته ای، سطح دانش میان رشته ای و وضعیت اشتغال از آن جمله اند. در این نوشتار پاسخ دیگری را مطرح خواهد شد؛ پاسخی تأمل برانگیز.
جامعه شناسان بازه ی زمانی یک نسل را 25 سال می دانند. اما در نگرشی رادیکال و با لحاظ کردن سرعت تغییرات اجتماعی، می توان یک نسل را مجموع متولدین یک سال دانست. بنابر این می توانیم دانشجویان را بر مبنای سال ورود و استادان را بر مبنای سال استخدام یک نسل دانشگاهی بدانیم. سال ورود و سال استخدام ممکن است مبنایی بحث برانگیز باشد، اما برای بحث ما، ملموس تر از سال تولد است. با این مقدمه به عقب برمی گردیم و خودمان را با ورودی های و استخدامی ها جدید مقایسه کنیم؛ دقیق تر که می شویم، به نطر می رسد تفاوت نسل های جدید دانشجویان و استادان عمدتا" از نوع افزایشی است؛ افزایش در کمیت مدرک تحصیلی، افزایش در سطح مهارت های زندگی و افزایش در تنوع آموزشی. اما آیا تفاوتی از جنس کاهشی هم وجود دارد؟ مثلا" تفاوت در کیفیت تحصیل یا تدریس! کیفیت در تحصیل و تدریس هم پاسخ اصلی ما نیست.
برای یافتن پاسخ اصلی کافی است، استادان(همان دانشجویان)قدیمی تر را با استادان امروزی مقایسه کنیم. آیا شما هم فکر می کنید در نسل های جدید، استادان سوداگر و دانشجویان دانش آموز بیشتر شده اند؟ اگر پاسخ مثبت باشد، شاید بتوان این مسدله را به اخلاق آنها نسبت داد. آری، به نطر می رسد دانشجویان و استادان جدید و به ویژه دانش آموختگان داخل، پایبندی کمتری به اخلاق و به ویژه اخلاق آکادمیک از خود نشان می دهند. این تفاوت در میان نسل های دانشگاهی جای بحث بسیار دارد. تحلیل پست مدرنیستی از این تفاوت می تواند این باشد که اخلاق آکادمیک محصول تفکر مدرن است و در عصر پسامدرنیته که در آن اخلاق متکثر می شود، نمی توان بسته ای به نام اخلاق آکادمیک را به نسل های جدید دانشگاهی ارایه داد. این تحلیل مفید ولی نا کافی است. درست است که هیچ نسلی نمی تواند کپی نسل قبل از خود باشد، اما هر نسل دانشگاهی، می تواند با استفاده از میراث پیشگامان نسل قبل، بر غنای اخلاق آکادمیک خود بیفزاید.
اخلاق آکادمیک، مجموعه ای از هنجار ها و رویه های جا افتاده ای است که چارچوبی اخلاقی برای فعالیت های حرفه ای فراهم می سازد. برای آشنایی بیشتر با اخلاق آکادمیک، نگاهی به قواعد اخلاقی انجمن جامعه شناسی آمریکا می اندازیم تا به معیاری نسبی برای بررسی وضعیت خودمان دست یابیم. بهتر است به خاطر داشته باشیم که این قواعد حرفه ای مختص جامعه شناسی نیست و کم و بیش برای بیشتر رشته ها از جمله رشته های علوم انسانی، اجتماعی و رفتاری قابل استفاده است. قواعد اخلاقی انجمن جامعه شناسی آمریکا 20 اصل دارد که 5 اصل آن عمومی است و 15 اصل آن کاملا" تخصصی است. در این نوشتار صرفا" قواعد عمومی را مرور می کنیم.

قواعد اخلاقی عمومی

اصل اول: رقابت حرفه ای
جامعه شناسان تمام سعی خود را می کنند تا در کارشان بالاترین سطح رقابت را حفظ نمایند. آنها، محدودیت های تخصصی خودشان را می شناسند و تنها مسولیت هایی را می پذیرند که که از نظر سطح تحصیلات، مهارت و تجربه، شایسته ی آن باشند. آنها خود را نیازمند آموزش مداوم برای حفظ رقابت پذیری می دانند. آنها به نفع دانشجویان، همکاران و مراجعان، با متخصصان دیگر مشورت می کنند.

اصل دوم: همبستگی
جامعه شناسان در پژوهش، تدریس، کارورزی و ارایه ی خدمات، با صداقت و با انصاف هستند و نسبت به دیگران قدرشناس اند. آنها عمدا" به شیوه ای عمل نمی کنند که وجهه ی حرفه ای خود و دیگران را به مخاطره بیندازند. جامعه شناسان وظایف شان را به نحوی انجام می دهند که اعتماد آفرین و اطمینان بخش باشد.

اصل سوم : مسولیت پذیری علمی و حرفه ای
جامعه شناسان پایبند والاترین موازین علمی و حرفه ای هستند و مسئولیت کارهایشان را می پذیرند. جامعه شناسان متوجه اند که عضو اجتماع تخصصی هستند و در فعالیت های حرفه ای، حتی زمانی که مخالف رویکرد های نظری، روش شناختی و شخصی سایر جامعه شناسان باشند، به آنها احترام می گذارند. جامعه شناسان اعتماد عمومی به جامعه شناسی را ارج می نهند و مراقب آن دسته از رفتارهای اخلاقی خود و دیگر جامعه شناسان اند که ممکن است این اعتماد را تضعیف کند.

اصل چهارم: احترام به حقوق، کرامت و تنوع انسانی
جامعه شناسان به حقوق و کرامت مردم احترام می گذارند و برای همه ی آنها ارزش قایل اند. آنها تمام سعی خود را می کنند تا سوگیری در فعالیت های خود را از بین ببرند و هیچ گونه تبعیض سنی، جنسیتی، نژادی، قومیتی، ملی، مذهبی و... را بر نمی تابند. آنها در ارایه ی خدمت، تدریس و مطالعه ی گروههای اجتماعی، به تفاوت های فرهنگی، فردی و منزلتی آگاهند.

اصل پنجم: مسولیت پذیری اجتماعی
جامعه شناسانب ه مسولیت علمی و حرفه ای خود در قبال اجتماعات و جوامعی که در درون آن زندگی و کار می کنند آگاهند. آنها دانش خود را بکار می بندند و آن را همگانی می سازند تا در تامین رفاه عمومی سهیم باشند. زمانی که پژوهش می کنند، تمام سعی خود را صرف پیشبرد رشته ی جامعه شناسی و خدمت به جامعه می نمایند.


1.31.2010

زیبایی های زمستان



مراحل راهنمایی و مشاوره پایان نامه ها

دانشجویان محترمی که متقاضی راهنمایی یا مشاوره ی پایان نامه هستند، لطفا" به موارد ذیل توجه نمایند:
شرط اصلی راهنمایی و مشاوره پایان نامه، علاقمندی مشترک راهنما و دانشجو به موضوع پژوهش و توانایی دانشجو در استفاده ی اثربخش از اینترنت است.
جهت کسب نظر اینجانب در مورد موضوع پایان نامه ابتدا اینجا را مطالعه نمایید و سپس اطلاعات ذیل را به ایمیل من که در قسمت پروفایل قابل مشاهده است، بفرستید:
الف ـ نام و نام خانوادگی دانشجو
ب ـ مقطع تحصیلی
ج ـ عنوان، موضوع یا حوزه ی پژوهشی مورد علاقه
د ـ در صورت نیاز به مشاوره، نام استاد راهنما

1.26.2010

اعلام نمرات تمام دروس


به اطلاع دانشجویان محترم دانشگاه پیام نور، آزاد و موسسه صوفی می رساند نمرات تمام دروس به واحد ثبت نمرات اعلام شده است. طبق قول قبلی، آقایان احمدخانی، دهقان، خلجی و جمشیدی می توانند از طریق ایمیل از نمرات شان با خبر شوند.

1.11.2010

سرفصل رشته های مختلف در تمام مقاطع تحصیلی


سرفصل دروس در رشته های مختلف تحصیلی را می توانید از مرکز مطالعات، سنجش و ارزشیابی آموزشی سازمان سنجش دانلود کنید. بررسی سرفصل ها قبل از انتخاب رشته، برای علاقمندان ادامه تحصیل در مقاطع بالاتر توصیه می شود.

12.30.2009

مصاحبه با مديرعامل گوگل


گفت‌وگو با اريك اشميت، مديرعامل گوگل در آستانه نهمين سالگرد تاسيس.
شرکتي که 9 سال قبل در همين روزها، با يک ميليون دلار سرمايه در يک گاراژ شروع به کار کرد، حالا 13 هزار نفر پرسنل تمام وقت دارد، گردش مالي‌ سالانه‌اش به 10 ميليارد دلار و سودش به 3 ميليارد دلار مي‌رسد و همه اين کسب و کار را مديون سايتي است که باز کردنش حتي با کندترين خط‌هاي اينترنت هم کمتر از 5 ثانيه طول مي‌کشد.
Google حالا ديگر نه يک شرکت يا يک سايت، که يک فعل است؛ فعلي که خيلي‌ها در شبانه‌روز بيشتر از پرکاربردترين فعل‌هاي زبان مادري، مرتکبش مي‌شوند. روزي که گوگل اعلام کند ديگر دنبال چيزي نمي‌گردد، دنيا کم يا زياد تغيير خواهد کرد.
مدتي پيش، مجله فورچون، ليستي منتشر کرد از 100 شرکتي که بهترين شرايط کار را براي کارمندانشان فراهم مي‌کنند و البته گوگل در رأس اين فهرست قرار داشت: شرکتي که سال گذشته از بين يک ميليون و 100هزار متقاضي کار، 2200 نفر را استخدام کرده‌ است. شنيدن رازهاي موفقيت و محبوبيت اين غول اينترنتي، از زبان مديرعاملش- اريک اشميت- مي‌تواند جالب باشد.

48 سال پيش، پيتر دراکر، مفهومي را ابداع کرد که به نظرم ما در گوگل به دنبال پياده ‌کردن هرچه بهترش هستيم: «کارکنان دانش‌محور» با تعريف او کساني هستند که فکر مي‌کنند براي مؤثر بودن حقوق مي‌گيرند، نه براي اين‌که از 8 صبح تا 4 عصر کار کنند.
شرکت‌هاي هوشمندي که در جذب و پرورش اين افراد موفق باشند، خيالشان را از بابت در اختيار داشتن برگ برنده برتري در رقابت‌هاي تجاري 25 سال آينده راحت کرده‌اند.
در گوگل ما به دنبال همين برتري هستيم. الآن بحثي هست بر سر اين‌که آيا شرکت‌هاي بزرگ، کارکنان دانش‌محورشان را بد مديريت مي‌کنند يا نه و هر شرکتي که قضيه را درست نفهمد يا جدي نگيرد کارش تمام است. چيزهايي که در ادامه مي‌آيد، 10 اصل کليدي گوگل براي استفاده هرچه بهتر از کارکنان دانش‌محور است.
1 - گروهي استخدام کنيد: کسي که براي استخدام شدن به گوگل مي‌آيد، حداقل با 6 نفر مصاحبه مي‌کند که اينها از بين کادر مديران و همين‌طور همکاران بالقوه داوطلب انتخاب مي‌شوند. اينجا نظر و عقيده همه در نظر گرفته مي‌شود و اين، فرآيند استخدام را عادلانه‌تر مي‌کند. درست است که کار بيشتر طول مي‌کشد اما ارزشش را دارد. اگر آدم‌هاي بزرگي را استخدام کنيد و نظرشان را در استخدام بقيه بپرسيد، مسلم است که آدم‌هاي بزرگ بيشتري نصيبتان مي‌شود.
2 - به فکر تک تک نيازهايشان باشيد: به قول دراکر هدف اصلي برداشتن همه موانع از سر راه کارکنان دانش‌محور است. در گوگل فقط وسايل و لوازم کار مهيا نيست. غذاخوري‌هاي درجه يک، سالن‌هاي ورزش، لباسشويي، ماساژ، آرايشگاه، کارواش، خشکشويي، سرويس‌هاي رفت‌وآمد و خلاصه هر چيزي که يک کارمند سخت‌کوش ممکن است به آن احتياج پيدا کند اينجا حاضر است. بايد حقيقت را پذيرفت: برنامه‌نويس مي‌خواهد برنامه بنويسد، نمي‌خواهد رخت‌هايش را بشويد پس بهتر است کاري کنيد که بدون نگراني هر دو را بتواند انجام بدهد.
3 - کنار هم جمعشان کنيد: تقريباً تمام پروژه‌هاي گوگل، کارهاي تيمي است و تيم‌ها بايد با هم در رابطه باشند. بهترين راه براي ساده ‌کردن اين ارتباط اين است که اعضاي تيم را در چند متري همديگر بنشانيد.
در گوگل تقريباً هيچ‌کس دفتر کار اختصاصي ندارد. به اين ترتيب وقتي يک برنامه‌نويس مي‌خواهد با همکارش مشورت کند، دسترسي، آني و بلافاصله است: بدون تلفن، بدون ايميل و بدون انتظار براي جواب. حتي مديرعامل گوگل- که خودم باشم- هم تا چند ماه دفتر اشتراکي داشت و بايد بگويم نشستن کنار يک کارمند دانش‌محور، تجربه آموزشي فوق‌العاده‌اي بود.
4 - هماهنگي را آسان کنيد: چون اينجا همه اعضاي يک تيم در چند قدمي هم‌اند، هماهنگي پروژه‌ها کار به نسبت آساني‌ است. علاوه‌ بر مجاورت فيزيکي، هر کارمند گوگل (يا گوگلر) هفته‌اي يک ايميل کوچک به بقيه اعضاي گروهش مي‌زند و آنها را از کارهايي که در هفته ‌گذشته کرده‌ است باخبر مي‌کند. در چنين محيطي، تعقيب روند کار و انجام هماهنگي‌ها بسيار آسان‌تر است.
5 - محصولتان را مصرف کنيد: کارکنان گوگل، به‌طور گسترده از ابزارها و محصولات شرکتشان استفاده مي‌کنند. تقريباً تمامي پروژه‌ها و فعاليت‌هاي گوگل، يک صفحه وب داخلي دارد که در اختيار اعضاي تيم پروژه است. ساير ابزارهاي مديريت اطلاعات هم در گوگل به‌وفور استفاده مي‌شود که خيلي‌هايشان در نهايت به صورت يکي از محصولات شرکت درمي‌آيد.
مثلاً يکي از دلايل موفقيت Gmail اين است که چندين ماه به‌صورت آزمايشي در خود شرکت مورد استفاده قرار مي‌گرفت و چون ايميل، ابزار بسيار مهمي در ارتباطات داخلي شرکت است، Gmail به‌تدريج طوري تغيير و ارتقا پيدا کرد که بتواند از عهده برآورده‌ کردن نيازهاي سخت‌گيرترين مشتريانش بربيايد؛ مشتري‌هايي که همان کارکنان دانش‌محور ما بودند.
6 - خلاقيت را تشويق کنيد: مهندسان گوگل مي‌توانند تا 20 درصد از وقتشان را صرف پروژه‌هاي شخصي کنند. البته پروژه بايد تصويب شود و هميشه هم چيز مفيدي از آب درنمي‌آيد، اما ما نمي‌خواهيم جلوي خلاقيت آدم‌هاي خلاق را بگيريم.
يکي از سلاح‌هاي نه‌چندان سري گوگل، «فهرست ايده‌ها»ست: يک صندوق پيشنهادات مجازي که مرتباً با ايميل بين کارکنان ردوبدل مي‌شود و هرکس مي‌تواند ايده‌هايش درباره چيزهاي مختلف- از فرآيند پارک ماشين در شرکت گرفته تا محصول بعدي گوگل- را در آن بنويسد. نرم‌افزار صندوق، به همه اجازه مي‌دهد که درباره ايده‌ها نظر يا به آنها امتياز بدهند و به اين ترتيب بهترين ايده‌ها به صدر فهرست مي‌آيد.
7 - بکوشيد به اتفاق نظر برسيد: در اسطوره‌شناسي مدرن شرکت‌ها، کسي که به‌تنهايي تصميم مي‌گيرد، قهرمان است. ما همان ضرب‌المثل قديمي را که مي‌گويد: «چند نفر بيشتر از يک نفر مي‌فهمند» ترجيح مي‌دهيم. در گوگل، مدير، گردآورنده ديدگاه‌هاست نه ديکتاتور تصميم‌ها. رسيدن به اتفاق نظر، گاهي خيلي طول مي‌کشد اما هميشه تيمي متعهدتر و تصميم‌هايي بهتر به‌دست مي‌دهد.
8 - شرور نباشيد: درباره اين جمله- که شعار گوگل است- خيلي حرف‌ها زده‌ شده ولي ما سعي مي‌کنيم- مخصوصاً در رده‌هاي مديريتي- با آن زندگي کنيم. اينجا هم مثل همه شرکت‌هاي ديگر، آدم‌ها ديدگاه‌هاي شخصي‌شان را دوست دارند اما بر خلاف تمرين‌هاي مديريتي بعضي از شرکت‌هاي معروف، در گوگل کسي صندلي پرت نمي‌کند. [کنايه از اتفاقي است که در مايکروسافت افتاد]. هدف گوگل، رسيدن به جوي از احترام و بردباري است نه شرکتي پر از بله‌قربان‌گو.
9 - از اطلاعات استفاده کنيد: در گوگل، تقريباً هر تصميم بر اساس تحليل‌هاي کمي گرفته مي‌شود. اينجا سيستم‌هايي براي مديريت اطلاعات هست و تحليلگراني که در ميان اين داده‌ها غوطه مي‌خورند و براي به‌روز نگه‌‌داشتن ما، روند تغييرات همه‌چيز را نشانمان مي‌دهند. غير از اين، هر بخشي از بازار که درگيرش هستيم، يک تابلوي آنلاين دارد که موقعيت ما را در بازار نمايش مي‌دهد.
10 - ارتباطات موثر داشته باشيد: جمعه‌ هر هفته يک گردهمايي همگاني در گوگل برقرار است شامل اعلام اطلاعيه‌ها، معرفي اعضاي جديد، پرسش و پاسخ و البته خوردني و نوشيدني.
چنين جلساتي، مديران و کارکنان دانش‌محور را در تماس و ارتباط با يکديگر قرار مي‌دهد. در مقابل پخش و انتقال گسترده اطلاعات در درون گوگل، نشت اطلاعات به بيرون تاکنون بسيار کم بوده‌ است. برعکس خيلي‌ها که فکر مي‌کنند به کارمند وفادار بايد اعتماد کرد، ما معتقديم کارمندي که مورد اعتماد قرار بگيرد، وفادار هم خواهد بود.
منبع:

12.20.2009

اطلاعیه کنسلی کلاس کاربرد کامپیوتر




به اطلاع دانشجویان محترم دانشگاه آزاد میرساند، کلاس های صبح و بعدازظهر کاربرد کامپیوتر در تاریخ 30/9/88 روز دوشنبه تشکیل نخواهد شد.

12.15.2009

تاریخ آزمون کاربرد کامپیوتر در علوم اجتماعی ـ دانشگاه آزاد


طبق توافق قبلی، تاریخ آزمون کاربرد کامپیوتر در علوم اجتماعی برای دانشجویان دانشگاه آزاد، دوشنبه 7/10/88 از ساعت 12- 9 و دوشنبه 14/10/88 از ساعت 2تا 5 بعد از ظهر خواهد بود. کلیه ی دانشجویان بر اساس شرایط خود می توانند در یکی از دو روز فوق و در ساعات تعیین شده جهت شرکت در آزمون عملی به سایت کامپیوتر دانشکده علوم انسانی و اجتماعی مراجعه نمایند.
تذکرات:
الف ـ صرفا" به همراه داشتن نمودار انتخاب آزمون های آماری مجاز است.
ب ـ در خارج از ساعات یاد شده و بجز روز های تعیین شده، امکان اخذ آزمون وجود ندارد.
ج ـ پرسش در مورد نمره عملی بدون پاسخ خواهد ماند.
د ـ آزمون نظری طبق برنامه ی تعیین شده توسط دانشگاه (و به صورت جزوه بسته) اخذ خواهد شد.
. لطفا" یک روز قبل از شرکت در آزمون عملی، از طریق مراجعه به این وبلاگ، از کنسل نشدن احتمالی آزمون، اطمینان حاصل نمایید.

12.13.2009

تحصیل، کار و زندگی در سوئد

کشور سوئد در اوايل قرن بيستم در زمره فقيرترين کشورهاي اروپايي بوده است و اکنون بر اساس آمار بين المللي و ارزيابي سازمان هاي بي طرف، يکي از پيشرفته ترين کشورهاي صنعتي جهان است و مردم آن از بالاترين سطح رفاه زندگي برخوردارند. اين دگرگوني نتيجه مبارزات درازمدت جنبش کارگري و سنديکايي و نيز سياستگذاري سوسيال دموکراسي در اين کشور است. اين نيروها توانسته اند آزادي، برابري و عدالت اجتماعي را در اين کشور نهادينه کرده و راه رشد و پيشرفت جامعه را هموار کنند.هدف از اين نوشته نگاهي دروني به روابط و مناسبات جاري در سوئد و شناخت عواملي است که آن جامعه را به سوي پيشرفت سوق داده است.
در سوئد بزرگ ترين جشن خانوادگي وقتي برگزار مي شود که فرزند خانواده ديپلم دبيرستان خود را دريافت مي کند. جشن فارغ التحصيلي از دانشگاه، جشن ازدواج، جشن تولد يا هر جشن خانوادگي ديگر ساده تر از جشن ديپلم برگزار مي شود. روزي که دانش آموزان براي دريافت مدرک تحصيلي خود به دبيرستان مي روند، همه آنها لباس هاي رسمي سياه و سفيد مي پوشند و کلاه مخصوص جشن فارغ التحصيلي را بر سر مي گذارند. افراد خانواده هر دانش آموز به همراه نزديکان و دوستان شان، با دسته گل ها و يک پلاکارد که جالب ترين عکس زمان کودکي دانش آموز روي آن است، در مدرسه حاضر مي شوند. خانواده ها براي انتقال دانش آموز خود به خانه، از اتومبيل هاي آنتيک (قديمي)، ماشين هاي باري، درشکه، گاري يا يک وسيله نقليه ديگر که جلب توجه کند، استفاده مي کنند و قبل از حرکت به سوي خانه در نقاط پرجمعيت شهر گردش مي کنند. بسياري از دانش آموزان دسته جمعي در يک کاميون يا گاري حرکت مي کنند تا بتوانند با هم به پايکوبي و شادي بپردازند.
در خانه هر دانش آموز از ميهمانان با غذا، شيريني جات و تنقلات پذيرايي مي شود و ميهمانان به سليقه خود هديه يي براي دانش آموز فارغ از دبيرستان تهيه مي کنند تا ضمن تبريک گويي، به او هديه کنند. اين جشن علاوه بر جشن فارغ التحصيلي، جشن خداحافظي با خانواده نيز هست. بر اساس قوانين سوئد، پس از پايان دبيرستان و پس از رسيدن بچه ها به 18سالگي، خانواده مسووليت نگهداري و پذيرايي از فرزند خود را ندارد. يک فرد 18 ساله که از نظر اجتماعي بالغ به شمار مي آيد، همه حساب و کتابش با نهاد هاي دولتي است. اگر بيکار است حق دارد از طريق اداره کار در جست وجوي يک شغل مناسب باشد. اگر کار گير نمي آورد، کمک هزينه دريافت مي کند تا بتواند مثل ديگران زندگي کند. اگر مسکن ندارد، مي تواند از اداره مسکن تقاضاي مسکن کند يا خود جايي را پيدا کند. در صورتي که کسي نتواند هزينه داشتن مسکن را بپردازد، از کمک اداره اجتماعي برخوردار خواهد شد. به اين ترتيب جوانان پس از پايان دبيرستان از خانواده کوچ کرده و آزادانه به هر شکلي که مي خواهند زندگي مي کنند. والدين آنها نيز از آن پس با کاهش بار مسووليت، بيشتر از پيش از زندگي خود لذت مي برند.
تحصيلات عالي در اختيار همه
دانش آموزاني که دوره دبيرستان را به پايان رسانده اند، مي توانند براي ورود به دانشگاه اقدام کنند. در سوئد به علت وجود بازار نسبتاً وسيع کار، کسب درآمدهاي خوب و نيز محترم بودن همه مشاغل، تب تحصيلات دانشگاهي چندان داغ نيست. بسياري از دانش آموزان ترجيح مي دهند بعد از ديپلم مدتي به مسافرت هاي خارج از کشور بپردازند و با فرهنگ و زندگي مردم ديگر آشنا شوند. از اين رو آنها به سراغ يک کار ساده از قبيل کار در رستوران يا نظافت در خيابان ها و... مي روند تا هزينه سفر خود را فراهم کنند. بسياري از جوانان سوئدي، قبل از تحصيلات دانشگاهي به زندگي مشترک مي پردازند. بسياري در اوج جواني صاحب فرزند مي شوند تا با حوصله و توانمندي دوران جواني خود، به رشد و پرورش فرزندشان کمک کنند. وقتي بچه ها از آب و گل درآمدند و جاي مطمئني در مهدکودک يا دبستان داشتند، پدر و مادر وارد دانشگاه مي شوند. به همين خاطر است که سن متوسط دانشجويان دوره ليسانس در دانشگاه هاي سوئد 29 سال است.شرط ورود به دانشگاه، داشتن ديپلم معتبر از کشور سوئد است. داوطلبان ورود به هر رشته دانشگاهي، به ترتيب جمع نمره هاي دوره دبيرستان يا به ترتيب نمره درس هايي که براي يک رشته خاص ضروري است، گزينش مي شوند.براي آنکه در گزينش دانشجويان بي عدالتي صورت نگيرد، به دانشجوياني که در دوره دبيرستان نمرات خوبي ندارند، فرصت داده مي شود در يک آزمون سراسري شرکت کنند. در اين آزمون، معلومات عمومي، زبان و هوش داوطلب مورد ارزيابي قرار مي گيرد و هر شرکت کننده نمره يي دريافت مي کند. همه دانشجويان مي توانند در آزمون سراسري شرکت کنند. هر داوطلب ورود به دانشگاه مي تواند بين دو معيار گزينش يکي را انتخاب کند؛ يا
براساس جمع نمرات دبيرستان يا براساس نمره آزمون سراسري در سال 2008 تعداد متقاضيان ورود به دانشگاه و آموزش عالي، 101021 نفر بوده است که از اين عده 68150 نفر پذيرفته شده و در رشته مورد علاقه خود به تحصيل پرداخته اند. در سوئد دانشگاه ها همچون تحصيلات ابتدايي، متوسطه و دبيرستان رايگان است. ادامه تحصيل در سطح فوق ليسانس براي اتباع خارجي اکنون رايگان است اما به علت علاقه فراواني که دانشجويان خارجي براي ادامه تحصيل در سوئد نشان مي دهند، قرار بر اين است که از سال 2010 از هر دانشجوي خارجي مبلغي معادل 80 هزار کرون سوئد براي هر سال تحصيلي دريافت شود. همه دانشجويان سوئدي و افراد غيرسوئدي که اجازه اقامت دائم دارند، از کمک هزينه و وام تحصيلي برخوردارند. کمک هزينه و وام در حدي است که يک دانشجو مي تواند راحت زندگي کند. کمک هزينه که بلاعوض است تقريباً معادل نصف وام است. کساني که از وام تحصيلي استفاده مي کنند، پس از پايان تحصيل و هنگامي که داراي درآمد کافي باشند، بايد آن را بازپرداخت کنند. اين بازپرداخت ها طبق يک جدول زماني صورت مي گيرد و هرگاه شخص از 55سالگي عبور کند، از بازپرداخت وام باقيمانده معاف خواهد بود. دانشجويان سوئدي مي توانند تحصيلات دانشگاهي خود را در هر کشوري و در هر رشته يي که بخواهند ادامه دهند و از وام و کمک هزينه تحصيلي نيز استفاده کنند.
دانشگاه براي دانش آموختن و حزب براي کار سياسي
در سوئد برخلاف بسياري از کشورها دانشگاه مرکز دانش آموختن است نه چيز ديگر. در مراکز آموزشي و دانشگاهي از فعاليت سياسي و جنبش هاي اعتراضي خبري نيست. دانشجويان هنگام حضور در دانشگاه تمام نيروي خود را صرف پيشبرد اهداف تحصيلي مي کنند. علت آرامش در دانشگاه ها و مراکز آموزشي در اين کشور اين است که جامعه براي هر نوع فعاليتي با هر گرايشي جايگاه ويژه آن را فراهم کرده است. آرامش در دانشگاه هاي سوئد به معناي دور بودن دانشجويان از فعاليت هاي سياسي يا بي اعتنايي آنها به مسائل اجتماعي و سياسي نيست. علت اين است که در جامعه باز و آزاد سوئد، احزاب سياسي گوناگون با گرايشات مختلف وجود دارد. همه مردم از جمله دانشجويان مي توانند به حزبي که با خواست هاي آنها همخواني داشته باشد، پيوسته و خواست هاي سياسي خود را از طريق آن حزب دنبال کنند. بسياري از جوانان و از جمله دانشجويان در سازمان جوانان وابسته به احزاب مختلف فعاليت مي کنند. آنها به عنوان نيروي پرتحرک حزب براي تربيت کادرهاي حزبي و سياستمداران آينده به کار مشغولند. در کشورهاي فاقد آزادي هاي سياسي و اجتماعي مردم از داشتن تشکل هاي سياسي آزاد و غيروابسته و نيز شرکت در تصميم گيري هاي سياسي محرومند. فقدان احزاب آزاد و مستقل و محروميت اقشار مختلف جامعه از دخالت در سرنوشت سياسي کشور باعث مي شود مردم و از جمله دانشجويان در هر جا و در هر فرصتي که به دست مي آورند، به ابراز خواست هاي سياسي و اجتماعي خود بپردازند. بديهي است چنين رويدادي محيط دانشگاه ها را که مرکز فکر و انديشه هاي نوگرا است، به مرکز فعاليت هاي سياسي و اجتماعي تبديل مي کند. به اين وسيله محيط تحصيلي به جاي آرامش، شاهد تشنجات و درگيري هايي خواهد بود که عرصه تحصيل، پژوهش و خلاقيت را تنگ يا نابود مي کند.
مردماني بي القاب
به راديو سوئد گوش مي کنم. کلمه «فردريک» را مي شنوم که يک نام ساده است. «فردريک» مي تواند يک فرد معمولي جامعه باشد، مي تواند نخست وزير هم باشد. بايد ادامه گفت وگو را گوش کنم تا بفهمم اين «فردريک» کيست که در برنامه راديويي شرکت دارد. نخست وزير فعلي اسمش «فردريک راين فلت» است که بيشتر همان فردريک صدايش مي کنند. به جاي جناب مستطاب نخست وزير حضرت آقاي فردريک راين فلت فقط از کلمه «فردريک» استفاده مي شود. در گفت وگوها وقتي به جاي نام يک فرد از يک ضمير استفاده شود، کلمات «تو» و «او» را به کار مي برند. «شما» که ضمير مخاطب جمع است و در فارسي به عنوان کلمه يي احترام آميز براي مخاطب مفرد استفاده مي شود، از فرهنگ روزمره سوئدي ها حذف شده است. «ايشان» هم در قاموس کلمات سوئدي جايي ندارد. فقط وقتي افراد سالخورده مورد خطاب باشند ممکن است از «شما» استفاده شود؛ اين نسل که اکنون غروب زندگي را مي گذراند، در گذشته با اين کلمات آشنا بوده و به آنها خو گرفته است. يکي دو دهه ديگر هيچ کس کلمه شما را براي يک فرد به کار نخواهد برد. عنوان ها و تيترها از ده ها سال پيش از جلوي اسامي برداشته شده اند. از اعليحضرت گرفته تا ساده ترين اقشار جامعه همه با اسم و به ويژه اسم کوچک خطاب مي شوند. آقا، خانم، مهندس، دکتر، استاد عاليقدر، جناب آقا، سرکار خانم، حاج آقا، حاجيه خانم، عاليجناب، عظيم الشأن، والامقام، کشيش معظم و ساير القاب کوتاه و بلندي که کاربرد آنها بيشتر تملق گويي است تا احترام به افراد، در سوئد مصرف ندارد. قبلاً همه اينها براي متمايز کردن يک گروه از بقيه مردم کاربرد داشته است.
در جوامعي که قشرهاي وسيعي از جامعه اسير مال و منال ثروتمندان يا تصميمات حاکمان و قدرتمندانند، مردم براي جلب رضايت اربابان و حاکمان با گزافه گويي و چاپلوسي به ساختن القاب و عناوين مي پردازند.امروزه در جامعه سوئد چشم نياز کسي به دست اربابان و حکام نيست که لازم باشد به تملق گويي از آنها بپردازد. وقتي قانون حق يک زندگي قابل قبول را براي همه محترم مي شمرد، به تدريج فرهنگ جامعه از مجيزخواني براي قدرتمندان و القاب و عناوين دروغين پاک خواهد شد. در تماس هاي اداري و رسمي در سوئد از نام کوچک و نام خانوادگي استفاده مي شود. در مراودات روزمره، در محيط کار، در ديدارها و محافل خانوادگي و ميان دوستان و آشنايان و هرجا جمعي گرد آمده باشند، کسي تيتر، عنوان، لقب و حتي نام خانوادگي را با خودش يدک نمي کشد. همه با اسم کوچک، يکديگر را صدا مي کنند يا به يکديگر معرفي مي شوند. وقتي از بالاترين مقامات و مسوولان جامعه ياد مي شود به ويژه وقتي آن افراد خودشان هم حضور داشته باشند از نام کوچک استفاده مي شود. از شاه با نام کوچکش «کارل گوستاو» نام برده مي شود. بالاترين مقام کليسايي را نيز با نام کوچکش صدا مي کنند. کاربرد نام افراد با پيشوند آقا و خانم نيز فقط در برابر ميهمانان خارجي که به اين عناوين عادت دارند مورد استفاده قرار مي گيرد.القاب دکتر، مهندس، پروفسور و استاد که نشان درجات علمي و تخصص يا مهارت هاي شغلي است، در مراودات روزمره مردم جايي ندارد. اين قبيل عناوين فقط در محيط هاي علمي مانند سمينارها و کنفرانس ها يا براي معرفي نويسنده يک مقاله علمي به کار مي رود. در زندگي معمولي سوئدي ها و در محافل خانوادگي، جشن ها و جشنواره ها خبري از دکتر، مهندس و استاد نيست. به اين ترتيب در هر جمعي همه افراد هم سطح به نظر مي رسند و جايي براي پز و افاده و فخرفروشي با القاب و عناوين دهن پرکن باقي نمي ماند.در جامعه يي که همه انسان ها در آن مورد احترام هستند و هر نوع پيشه و شغلي نيز مثبت ارزيابي مي شود، نيازي به اين نيست که فردي را با القاب يا تخصصي که دارد به رخ ديگران بکشند.در محيط هاي شغلي در سوئد همه کارکنان يکديگر را با نام کوچک صدا مي کنند زيرا خود فرد با آن اسم کوچکش مهم است نه خانواده و ايل و قبيله يي که او به آن منتسب است. در ماه هاي اولي که در سوئد اقامت داشتم، برخورد با عادات و رفتار مردم سوئد بارها مرا شگفت زده کرده بود. در کلاس زبان سوئدي، معلم را فقط با اسم کوچکش صدا مي کردند و معلم همه شاگردان را با نام کوچک شان مورد خطاب قرار مي داد. نامه هاي اداري همه بدون پيشوند «آقا» يا «خانم» بود. در راهرو درمانگاه که محل آمد و شد کارکنان بود، نمي شد سمت کسي را فهميد. همه لباس يک جور داشتند و وقتي هم را صدا مي کردند فقط نام ساده افراد به گوش مي خورد.يک سال از اقامتم گذشته بود که در انستيتوي تکنولوژي شيمي در دانشگاه فني استکهلم مشغول به کار شدم و در يک پروژه تحقيقاتي شرکت کردم. پس از چندي قرار بر اين شد که ادامه کار را در «انستيتوي ابزار دقيق» انجام دهيم. آغاز کار ما در اين انستيتو، يک روز دوشنبه بود. جمعه قبل از آن، مسوول پروژه به من گفت او صبح دوشنبه دير خواهد آمد. وي از من خواست طبق معمول ساعت هشت صبح دوشنبه به انستيتوي ابزار دقيق رفته و از سرايدار آنجا بخواهم در آزمايشگاه را باز کند و من کارم را شروع کنم. صبح دوشنبه وقتي وارد اين انستيتو شدم مردي را ديدم که پيراهن و شلوار فرسوده جين به تن داشت و يک دسته کليد پرحجم روي کمرش آويزان بود. از اينکه بي درنگ سرايدار را ديده بودم خوشحال شدم و با خشنودي سلامي گفتم و دست دادم. خودم را معرفي کردم و او هم خود را «هانس» معرفي کرد. از او خواستم در آزمايشگاه را باز کند. کارم را در آزمايشگاه اين انستيتو شروع کردم. دو بار در روز استراحت 15 دقيقه يي بود که بين ساعت 9 تا 10 صبح و همچنين بين ساعت 2 تا 3 بعدازظهر از آن استفاده مي کرديم. وقت استراحت معمولاً به کافه ترياي انستيتو مي رفتيم تا چاي يا قهوه بنوشيم. گاهي هم ساندويچي را که همراه داشتيم ظهرها به عنوان ناهار در همان کافه تريا صرف مي کرديم. بارها در آنجا يا در راهرو انستيتو، سرايدار جين پوش را با همان دسته کليدهاي پرحجم روي کمرش ديده بودم. بديهي است سرايدار بايد در رفت و آمد باشد چرا که با هر کسي که در آن انستيتو جايي يا کاري دارد در ارتباط است. يکي نامه هايش را از او دريافت مي کند، ديگري کليدش را پيدا نکرده از او کمک مي گيرد و آن يکي زنگ تلفنش خراب شده بايد به او مراجعه کند. چيزي که شايد برايم تازگي داشت اين بود که او با همه يکجور برخورد داشت. آرام و متين و دوستانه بود. در رابطه بين کارکنان هرگز نشاني از رئيس و مرئوس نبود. هنگام فراغت، در کافه تريا هرکس هر جايي مي نشست و همه با هم همدم و هم صحبت مي شدند. اين يکرنگي برايم جالب بود زيرا با آنچه در گذشته تجربه کرده بودم تفاوت بسيار داشت.مرد کليددار را بارها ديده بودم که در کافه تريا فنجان هاي کثيف شده را مي شست يا ماشين ظرفشويي را خالي مي کرد و قهوه دم مي کرد. با اينکه اين کارها نوبتي بود، به نظر مي آمد مرد کليددار جاي هر کسي را که غايب بود پر مي کرد.من هر روز مرد کليددار را در راهرو يا در کافه تريا مي ديدم و با هم سلامي رد و بدل مي کرديم. سه ماه که از کار ما در اين انستيتو گذشته بود، کار پروژه به پايان رسيد و ما به انستيتوي تکنولوژي شيمي برگشتيم. روزي مسوول پروژه به من گفت سه شنبه هفته آينده ساعت 10 صبح بايد گزارشي راجع به پيشبرد کارمان به پروفسور ابزار دقيق ارائه دهيم. مدارک لازم براي اين گزارش را تهيه کرديم. سه شنبه کمي قبل از موعد به انستيتو ابزار دقيق رفتم. جاي ملاقات، کتابخانه انستيتو بود. وقتي به کتابخانه سر کشيدم ديدم مرد کليددار در آنجا نشسته است. به خود گفتم حتماً «سرايدار» خستگي در مي کند و وقتي پروفسور و مسوول پروژه بيايند از اينجا خواهد رفت. ترجيح دادم بيرون کتابخانه باشم تا همکارم، مسوول پروژه، بيايد. راس ساعت 10 مسوول پروژه سر رسيد و از من پرسيد «هانس» آمده است. من گفتم سرايدار در کتابخانه نشسته است اما پروفسور آنجا نيست. من کسي را که - طبق تجربيات گذشته ام - شمايل يک پروفسور بر او برازنده باشد نديده بودم و مشتاق بودم بدانم چه کسي پروفسور و رئيس انستيتو است. مسوول پروژه ابرو در هم کشيد. وقت شناسي در سوئد يک خصلت همگاني است. چه اتفاقي افتاده است که پروفسور سر وقت نيامده باشد. ما با هم به طرف کتابخانه رفتيم. وقتي وارد شديم، مسوول پروژه رو برگرداند و گفت «هانس که اينجاست.» با کمال تعجب ديدم مسوول پروژه با مردي که من او را به عنوان سرايدار مي شناختم، دست داد و من را به عنوان همکار در پروژه معرفي کرد. يکباره متوجه شدم همان مرد کليدداري که بارها او را در انستيتو ديده بودم و پنداشته بودم سرايدار است، خود پروفسور و رئيس انستيتو بوده است. اشتباه من ناشي از تجربيات گذشته ام بود. فکر مي کردم يک پروفسور بايد قيافه يي شق و رق داشته باشد و در محيط دانشکده اش همه به او احترام ويژه بگذارند و در رابطه اش با اطرافيان نشان رئيس و مرئوس ديده شود. هانس هيچ يک از اين ويژگي ها را نداشت. لباس و ظاهرش و حرکات و رفتارش هرگز او را از ديگران متمايز نمي کرد. تمايز او با ديگران در فکر و ذهنش و علم و دانش او بود، چيزي که ظاهراً به چشم نمي آمد. او هم درجه علمي و سمت خود را به رخ ديگران نمي کشيد.اين نوع تواضع در رفتار در سوئد بسيار رايج است و از اين نمونه ها در همه جا ديده مي شود. اين گونه رفتار باعث مي شود محيط کار بسيار دوستانه و خالي از تعارفات و چاپلوسي باشد. در کشورهاي عقب افتاده القاب و عناوين وسيله يي براي نشان دادن شخصيت افراد است؛ شخصيتي که در بيشتر موارد خالي از واقعيت است. حتي بسياري مي کوشند، با کسب مدارک دانشگاهي قلابي وسيله يي براي ابراز شخصيت خود پيدا کنند و با تکيه بر اين شخصيت کاذب، پست و مقام به دست آورند. تب آويز شدن به القاب و عناوين در کشورهاي عقب افتاده چنان داغ است که يکي از ويژگي هاي اين جوامع به شمار مي آيد. هرچه مردم نا آگاه تر باشند، کارايي تيترها و عناوين بيشتر است. در جوامع عقب افتاده القاب و عناوين وسيله يي براي نشان دادن برتري و کسب امتياز است. اين برتري و امتياز هميشه در جهت سوءاستفاده از امکانات جامعه به نفع صاحبان عناوين و به ضرر مردم بي نام و نشان جامعه است. چند سال پيش براي شرکت در يک کنفرانس در يک کشور اروپايي بودم. آنجا با تعدادي از ايرانيان که براي شرکت در کنفرانس آمده بودند، آشنا شدم. يک شب در جمع ايرانيان در يک رستوران حضور داشتم. خانمي که او را خانم دکتر صدا مي کردند در صندلي کنارم نشسته بود. دلم مي خواست بدانم اين خانم دکتر در چه رشته يي تخصص دارد. وقتي از او راجع به تخصص اش پرسيدم، تکاني خورد و در حالي که به آن سوي ميز چشم دوخته بود چيزي را به زبان آورد که من متوجه نشدم. به نظر مي آمد سوال نا بجايي کرده باشم. يکي از همراهان که در طرف مقابل نشسته بود و پرسش من را شنيده بود به داد آن خانم رسيد. او در حالي که به گوشه يي از ميز اشاره مي کرد در پاسخ من گفت؛ «ايشان خانم آقاي دکتر... هستند.» من که سال ها از اين تعارفات دور بودم، نمي دانستم به همسر يک پزشک لقب خانم دکتر اطلاق مي شود. برخي از هموطنان ما با اينکه سال ها در خارج از کشور خود زندگي کرده اند اما همچنان بر عادات و رفتار اجتماعي گذشته خود دل بسته اند. آنها با يدک کشيدن القاب قديمي خود يا القاب تازه ساخته مي کوشند به اطرافيان خود فخر بفروشند.
کار ننگ نيست
در سوئد همه گروه هاي شغلي مورد احترام هستند. هرکس به کاري که مي کند چون با علاقه خودش انتخاب کرده است به آن افتخار مي کند. رفاه و آسايش در جامعه نتيجه مجموعه کاري است که همه گروه هاي شغلي انجام مي دهند. هر کاري در جاي خودش ضرورت دارد. وقتي يک بار رفتگران اعتصاب مي کنند و آشغال ها در خيابان ها انباشته مي شود آن وقت مي بينيم کار اين گروه شغلي چقدر مهم است. آنها با رفتگري از آلودگي محيط زندگي جلوگيري مي کنند. فعاليت روزمره آنها در جهت پيشگيري از پخش عوامل بيماري زا است. پس کار رفتگران از کار يک پزشک کم ارزش تر نيست. يک پزشک جان تعداد محدودي را که بيمار شده اند نجات مي دهد و يک رفتگر جان بسياري را از مريض شدن محفوظ مي دارد. به همين دليل رفتگران در سوئد نيز مانند ساير گروه هاي شغلي از احترام و از حقوق و مزاياي مناسب براي يک زندگي راحت برخوردارند. رفتگري که چند سالي در محله ما زندگي مي کرد، داراي اتومبيل شخصي، خانه ويلايي و قايقي بود که تعطيلات با آن به گردش و ماهيگيري مي رفت. زندگي او داراي همه امکانات رفاهي بود. او و خانواده اش از بهداشت و درمان و مرخصي و بيمه و بازنشستگي نيز مثل هر شاغل ديگري برخوردار بودند.
سوئدي ها از دوران کودکي به بچه ها مي آموزند که به کار بپردازند. بچه هاي مدارس از دوران اول دبيرستان مي کوشند در تابستان ها کار کنند. عده يي در رستوران ها و مغازه ها کار مي کنند. برخي هم به استخدام شهرداري در مي آيند. آشغال خيابان ها را جمع مي کنند و نظافت شهر را بر عهده مي گيرند. برخي جاي رفتگراني را پر مي کنند که براي استراحت و گردش به مناطق ييلاقي سوئد يا به جزاير قناري رفته اند يا در سفرهاي دور اروپا به سير و سياحت مشغولند. رئيس شغلي من که يک شخصيت علمي برجسته و مورد احترام بود يک روز سر ميز صبحانه براي همه همکاران شروع به صحبت کرد. او از جشن دامادي پسرش که روز قبل در آن شرکت کرده بود تعريف مي کرد. او از عروس يوناني تبار گندمگون سيه گيسوي خوش اندامش سخن ها داشت. پوست گندمگون و موي سياه براي سوئدي ها خيلي جذاب است زيرا در اينجا کمياب بوده است و هرچه کمياب است بهاي بيشتري دارد. به همين خاطر در کشورهايي که رنگ سياه غالب است، فرشته ها را با پوست روشن و موي بور نقاشي مي کنند و در کشورهاي شمال اروپا که رنگ سياه کمياب است، فرشته ها گندمگون و سيه گيسو مي شوند. رئيس به صحبت هايش ادامه داد و خانواده عروس را معرفي کرد. او گفت «پدر عروسم بيکار است اما آدمي مهربان و خونگرم است. مادر عروسم نظافتچي است و آدم پرکاري است که در طول جشن ديروز يک ريز مي رقصيد. عروسم هم سال آخر دبيرستان است.» او از غذاهاي خوشمزه و موسيقي دل انگيز يوناني به خوبي ياد مي کرد. براي رئيس من هرگز مهم نبود پدر و مادر عروسش چکاره اند. مهم رفتار و منش آنها بود و بس. در رابطه اجتماعي يک رفتگر گشاده رو، صدبار بهتر از يک پروفسور عبوس است. شغل هر يک از بچه هاي رئيس من به خوبي نشان مي دهد هر کدام از آنها به دنبال شغلي رفته اند که بيش از هر شغل ديگري آن را دوست دارند. وقتي انسان از آنچه انجام مي دهد راضي باشد، زمينه رشد و پيشرفت در آن کار را فراهم کرده است. داماد روز پيش تکنسين ساختمان بود. دختر رئيسم مهتر شده بود و در يک کلوپ اسب سواري اسب ها را تر و خشک مي کرد. پسر ديگرش معلم بود و دختر ديگرش مهماندار هواپيما. با اينکه همه امکانات براي تحصيلات بيشتر در اختيار آنها بود، هيچ کدام دنبال تحصيلات دانشگاهي نرفته بودند. شرط داشتن يک زندگي خوب در سوئد مدارک دانشگاهي نيست.
همکار ديگري داشتم که يکي از کارشناسان معروف در اشعه ايکس به شمار مي رفت و مدير پروژه نوسازي دستگاه هاي تصويربرداري پزشکي در سوئد بود. او همين که 60 ساله شد از کارش کناره گرفت و خود را با حداقل حقوق بازنشستگي بازنشسته کرد و به اسپانيا رفت. بعد از چند هفته براي ما و همکاران سابقش اي ميل فرستاد و با خوشحالي خبر داد که کار مورد علاقه اش را پيدا کرده است. او در يک باشگاه اسب سواري مهتر شده بود و به نگهداري اسب هاي آن باشگاه مشغول بود. با دريافت اين خبر هيچ کس شگفت زده نشد بلکه بسياري کار او را ستودند زيرا مهم ترين چيز اين است که انسان از آنچه دارد و آنچه مي کند راضي باشد. يک خانم روزنامه نگار مشهور و موفق سوئدي که پس از سردبيري چند روزنامه مالي در سوئد به مدير کلي سازمان صنايع سوئد منصوب شده بود، در سن 50 سالگي همه مشاغل اداري و رسمي خود را ترک کرد. او در سفري به مصر دريافت از کار کردن با صنايع دستي آن کشور به ويژه کوزه هاي شيشه يي لذت مي برد. وقتي به سوئد برگشت تصميم گرفت به خريد و فروش صنايع دستي مصري بپردازد. او يک بوتيک در اين ارتباط باز کرد و کار پررونقي را به راه انداخت. او تصميم گرفت بخشي از سود به دست آمده را صرف کمک به کارکنان صنايع دستي در مصر کند و بخش ديگر را براي ياري دادن به کودکان خياباني در قاهره بپردازد.اينها همه نشان مي دهد در يک جامعه دموکراتيک و آزاد که همه از امکانات اوليه زندگي برخوردارند، جايي براي فخرفروشي و بازي با القاب و عناوين نيست. معيار ارزشگذاري، رفتار و کردار آدم هاست و نه تيترها و القاب و عناوين دهن پرکن. مردم به کاري که به آن علاقه مند هستند مي پردازند و به دنبال نام و شهرت نيستند. کسي از مدارک و مرتبه تحصيلي براي اعمال نفوذ در جامعه استفاده نمي کند و آن را وسيله يي براي برتري طلبي و تحقير ديگران قرار نمي دهد. در چنين جامعه يي وارستگي هاي رفتاري به عنوان اخلاق نيکو نهادينه مي شود و همه مردم از هر قشر و گروهي در بهتر سازي محيط زندگي براي همگان سهيم هستند.وقتي زندگي شغلي سوئدي ها را با زندگي شغلي برخي مليت هاي ديگر مقايسه کنيم، مي بينيم سوئدي ها کار مي کنند براي اينکه زندگي کنند. يعني هدف، داشتن يک زندگي راحت است و کار و فعاليت هاي شغلي در خدمت آن هستند. برعکس در بسياري از کشورها دشواري هاي امرار معاش به گونه يي است که مي توان گفت مردم زندگي مي کنند براي آنکه کار کنند.
منبع:

12.03.2009

لیست حوزه های پژوهشی جامعه شناسی


1ـ روش شناسی
2ـ روش هاي تحقيق كمي
3ـ روش هاي تحقيق كيفي
4 ـ كاربرد نرم افزارهای کمی و کیفی در پژوهش های اجتماعی
5 ـ جامعه شناسي فناوری اطلاعات
6 ـ جامعه شناسي فضای سایبری
7 ـ جامعه شناسي جهاني شدن
8 ـ جامعه شناسي شبكه هاي اجتماعي
9 ـ جامعه شناسي ارتباطات و رسانه ها
10ـ جامعه شناسي توسعه
11ـ حامعه شناسي شهري
12 ـ جامعه شناسي گردشگری
13ـ جامعه شناسي سينما
14ـ جامعه شناسي حيوانات
15 ـ جامعه شناسي گروه هاي اجتماعي
16ـ جامعه شناسی خرافات و جادو
17ـ فلسفه علوم اجتماعی
18ـ جامعه شناسی رایانه ای
19ـ جامعه شناسی آینده
20 ـ جامعه شناسی خلاقیت و نو آوری
21ـ جامعه شناسی موسیقی
22ـ جامعه شناسی هکر ها
23ـ جامعه شناسی کارآفرینی
24ـ جامعه شناسي تغييرات اجتماعي
25 ـ جامعه شناسی وب
26ـ جامعه شناسي فرهنگ
27ـ جامعه شناسي پزشكي و سلامت
28ـ جامعه شناسي صنعتي
29ـ جامعه شناسي جنسيت
30ـ جامعه شناسي انحرافات
31ـ جامعه شناسي نظري
32ـ جامعه شناسي سازمان ها
33ـ ـ جامعه شناسي جامعه اطلاعاتي/شبکه ای
34ـ جامعه شناسي جهان سوم
35ـ جامعه شناسي جرم
36ـ جامعه شناسي ورزش
37ـ جامعه شناسي جواني
38ـ جامعه شناسي علم و معرفت
39ـ جامعه شناسي دين
40 ـ جامعه شناسي جنبش هاي اجتماعي
41 ـ جامعه شناسي آموزش
42 ـ جامعه شناسي ايلات و عشاير
43 ـ جامعه شناسي روستايي
44 ـ جامعه شناسي جنگ و نيروهاي نظامي
45 ـ جامعه شناسي ادبيات
46 ـ جامعه شناسي حقوق
47 ـ جامعه شناسي كار و شغل
48 ـ جامعه شناسي سالخوردگي
49 ـ جامعه شناسي اقتصادي
50 ـ جامعه شناسي جرم و جنايت
51 ـ جامعه شناسي گروههاي تبهكار
52 ـ جامعه شناسي احزاب
53 ـ جامعه شناسي سازمانهاي غير دولتي
54 ـ جامعه شناسي محيط زيست
55 ـ جامعه شناسي كنترل اجتماعي
56 ـ جامعه شناسي تعاون
57 ـ جامعه شناسي رفاه اجتماعي
58 ـ جامعه شناسي اقوام و نژادها
59 ـ جامعه شناسي مهاجرت
60 ـ جامعه شناسي تبليغات
61 ـ جامعه شناسي مد و مدگرایی
62ـ جامعه شناسي زنان و فمنيسم
63 ـ جامعه شناسي جهان سوم
64ـ جامعه شناسي عواطف و هيجانات
65 ـ جامعه شناسي رياضياتی
66 ـ جامعه شناسي مسايل اجتماعي
67ـ جامعه شناسي سياسي
68ـ جامعه شناسی امنیت
69ـ جامعه شناسي انقلاب
70ـ جامعه شناسی تطبیقی
71ـ جامعه شناسی کار و شغل
72ـجامعه شناسی خواب
73ـ جامعه شناسي قشرها و نابرابري هاي اجتماعي
74ـ جامعه شناسی غذا
75ـ جامعه شناسی بدن
76ـ جامعه شناسی زمان
77ـ جامعه شناسی معماری
78ـ جامعه شناسی کودکی
79ـ جامعه شناسي خانواده
80 ـ جامعه شناسي هنر
81 ـ جامعه شناسی جمعيت
82 ـ جامعه شناسی اوقات فراغت
83 ـ جامعه شناسی دیداری
84 ـ جامعه شناسی زیستی
85 ـ جامعه شناسی حافظه
86ـ جامعه شناسی سالخوردگی
87 ـ جامعه شناسی بالینی
88 ـ جامعه شناسی تروریسم
89 ـ جامعه شناسی فاجعه و بلایای طبیعی
90ـ روانشناسي اجتماعي
91ـ جامعه شناسي اقتصادي
92ـ جامعه شناسی تنبیه و تشویق
93ـ جامعه شناسی تاریخی
94ـ جامعه شناسی دولت
95 ـ جامعه شناسی مادری
96ـ جامعه شناسی پدری
97 ـ جامعه شناسی عدالت
98ـ جامعه شناسی هویت
99ـ جامعه شناسي خاورمیانه
100ـ روش تحقیق تلفیقی